خط به خط: نوشته های من

....شعر نو!!!، قطعات کوتاه و

عذرخواهی
ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٩ 

دوستان عزیز سلام

با عرض معذرت یه مدت نمی تونم سر بزنم. در مرحله حساسی از زندگی قرار دارم که دقیقه به دقیقه اش رو مجبورم صرف کارهای دیگه بکنم. ان شالله طی ماه های آینده که آزاد شم!!!!!!!!!!!!!! مثل قبل فعالانه در خدمت خواهم بود. فعلاً نوشته زیر رو داشته باشید تا بعد.

موفق باشید

 

 

سبز می پوشم، می گویی فتنه گری

آبی می پوشم، می گویی علاف (الاف) توپ و چمنی

قرمز می پوشم، می گویی روحیه جنایت داری

زرد می پوشم، می گویی جلفی

صورتی می پوشم، می گویی اخلاق دخترانه داری

سفید می پوشم، می گویی کفن پوش شده ای

سیاه می پوشم، می گویی رخت عزا به تن کرده ای

قهوه ای می پوشم، می گویی مثل گه شده ای!!!!!!!!!!!!!

                     *****

بگو ببینم

دوست داری رنگ برهنگی را به تن خود بپوشانم،

یا رنگ ناسزا را به دامان تو بریزم؟

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٩ 

اگر ریش نشان مردی باشد،  بز از همه کس مردتر است؛

اگر شکم نشان مردی است، گاو مردترین موجودی  است که می شناسیم؛

اگر قد نشانه مردی است، مردتر از زرافه وجود ندارد؛

اگر زور نشان مردی است، درود بر خر!

 

اگر می خواهی از بز و گاو و خر و زرافه کمتر نباشی، نشانه های مردانگی ات را عوض کن.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٩ 

بگذارید در کنار هم قدم بزنیم،

و دست در دست هم ...

نه! نمی گذاریم.

تنها بگذارید، از با هم بودن لذت ببریم.

 

س...ک...س را بر ما حرام کردید،

عشق را بر ما حرام نکنید.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٩ 

رابین هود شده ای:

به قصر دلم شبیخون می زنی،

گنجینه عشقم را غارت می­ کنی،

و به گدایانِ هوس می بخشی!

اما نه....

رابین هود هرگز خیانت نمی کرد.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٩ 

 

یکی از ما دو نفر دارد حماقت می کند:

تو خواهان دختری: که با پولش زندگی ات را بسازد!

و من

در جستجوی کسی: که با بی پولی ام سر کند.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸٩ 

در پیشگاه خدا قسم می خوری که پاسدار انسانیت باشی،

و چشم در چشم 7 میلیارد نفر،

مثل سگ دروغ می گویی!

تنها حرامزاده ها شجاعت چنین کاری را دارند.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸٩ 

دوستم نداری اما آغوشت را به گرمی برای من باز می کنی

و این چیز عجیبی نیست:

هیچ کس ماهیان لجن خوار را دوست ندارد،

اما در هر آکواریومی یافت می شوند.

 

 

 

آکواریومت را با ماهیان طلائی زیبا می بینی

در حالی که این زیبایی را

مدیون ماهیان لجن خوارت هستی!

و این حقیقت زندگی است:

کسانی که سزاوارترند، کمتر دیده می شوند.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ فروردین ۱۳۸٩ 

نماز می­خوانی و دروغ می­بافی؛

روزه می­گیری و حرام می­خوری؛

سنگ قرآن به سینه می­زنی و خون مردم در شیشه می­کنی؛

دست به دامان خدا می­شوی و بوسه بر دستان شیطان می­زنی؛

شاید بهتر باشد اسلام را رها کنی و انسان باشی.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ فروردین ۱۳۸٩ 

در سبزه زار می نشینم،

اما هرگز برای علف های هرز آواز نخواهم خواند!


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ فروردین ۱۳۸٩ 

چگونه می توانم تو را فراموش کنم؟

در حالی که الفبای عشق را

از نامهربانی های تو آموخته ام.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ فروردین ۱۳۸٩ 

تارهای عشق من

و پودهای نفرت تو

قالی زندگی مرا ساخته اند!

شاید قالی خوش رنگی نباشد،

اما من دوستش دارم. 

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ فروردین ۱۳۸٩ 

به سرخی لبانت قسم می خورم

  باغ سبز دلم را

به چراگاه گوسفندان تبدیل نکنم!


کلمات کلیدی:
 
تقاضا
ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ فروردین ۱۳۸٩ 

دوستان عزیز و صاحب نظر

خواهش می کنم مطالب نوشته شده رو نقد کنید. نقد شما بهترین لطف در حق منه.  دوست دارم اشکالات نوشته هام رو بشناسم و رفع کنم.

سپاسگزارم.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ فروردین ۱۳۸٩ 

وقتی که من می­ آیم،

تو می روی!

وقتی که تو می روی...

من می­میرم.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ فروردین ۱۳۸٩ 

پیامت را درک کردم!

دیگر از راه های منتهی به قلبت عبور نخواهم کرد!

ترافیک سنگین مرسدس ها

علامت عبور از پرشیا است.


کلمات کلیدی:
 
دو نوشته -قطبی-عشقی
ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ فروردین ۱۳۸٩ 

هر چه از یخ های قطب کم می شود،

به یخ های دل تو افزوده می شود!

انگار گرم شدن زمین بر قلب تو تاثیر معکوس دارد.

 

*****

شاید دل تو سردترین نقطه دنیا نباشد!

اما مطمئنم هیچ اسکیمویی نمی تواند حتی یک روز یخبندان دلت را تحمل کند!

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ فروردین ۱۳۸٩ 

از همان روزی که رفتی،

دروازه دلم را برداشتم ،

و به جای آن دیواری ساختم،

که حتی دیوید کاپرفیلد هم نمی تواند از آن رد شود!

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ فروردین ۱۳۸٩ 

کمک می کنی، برای ثواب

نماز می خوانی، از ترس عذاب

چشم بر دختران زمینی می بندی،

به هوس تصاحب حوریان ناب

با اشک و آه، توبه می کنی،  

از وحشت سرب مذاب.

می شود بگویی:

انسانیت کجای اعتقاداتت مدفون شده است؟ 

و خدا کجای باورت جا دارد؟

با تقدیم احترامات فکر می کنم،

بی ارزش ترین کار،

همان است که برای رسیدن به بهشت و فرار از جهنم انجام می شود.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:٤٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٩ 

دلم را می شکنی و نمی دانی که خانه خودت را ویران می کنی.

یا می دانی و می خواهی جای بهتری برای خودت پیدا کنی!؟!

لحظه ای دست نگه دار و کمی فکر کن:

بهترین هتل دنیا هم خانه خود آدم نمی شود.

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:٤٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٩ 

زیبایی چشمانت هر کسی را می فریبد.

چه خوب می شد،

اگر برای اخلاق آدم ها هم لنزهای زیبایی می ساختند!


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٩ 

باستان شناسان قدمت دلم را 100 هزار ساله تخمین زدند!

و راز دیگری از عشق کشف شد:

قرن ها قبل از اینکه بشر متولد شود،

من عاشقت بوده ام.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٩ 

دنیا را خُم رنگرزی پنداشته ای،

و آدم ها را سیاه و سفید می بینی.

تا جایی که من می دانم،

کور رنگ ها نمی توانند رنگرز باشند!


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:٤٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٩ 

لطفاً با چشم های زیبابینت، صحنه های نازیبا خلق نکن:

چشم برای دیدن زیبایی هاست؛

نه برای خوردن زیبارویان.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:٤۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٩ 

نیستی تا ببینی همانی شده ام که می خواستی:

قلبم چنان ریش ریش شده است که با هیچ عمل جراحی بهبود نخواهد یافت!

تازیانه های زخم زبانت کار خودشان را کردند.

                        *****

می گویند تنها راه زنده ماندنم پیوند قلب است؛

اما من

هرگز تنها یادگار تو را

از خودم دور نخواهم کرد.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٩ 

بزرگترین ابر رایانه های دنیا

هنگامی که مشغول محاسبه میزان عشق من به تو بودند،

منفجر شدند!

باز هم می خواهی بدانی چقدر دوستت دارم؟

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٩ 

هرکول یونانی از رستم ایرانی قویتر بود!

افسانه­ها همیشه از حقایق قوی­ترند.

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٩ 

فکر می کنم پدرم نابخشودنی ترین گناه زندگی اش را مرتکب شد:

مسجدی به ارزش 10 میلیون قرص نان ساخته شد؛

و کودکی به خاطر تکه ای نان،

جان داد.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٩ 

مردم حق دارند تو را دوست داشته

و از من متنفر باشند؛

جذابیت دروغ از صداقت بیشتر است.

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٩ 

می دانم که دیگر به خانه دلم سر نخواهی زد.

پس دلم را بدون خانه تکانی به استقبال سال نو می فرستم،

تا گرد و غبار خاطره هایت را

برای همیشه در دلم زندانی کنم.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٩ 

خدایا!

از تو می خواهم نه مرا به کسی وابسته کنی و نه کسی را به من؛

اما اگر اراده ات بر آن شد تا وابستگی ایجاد کنی،

بگذار آن، من باشم که به تمام عالم و آدم وابسته می شوم؛

اما نگذار کسی دلبسته من شود؛

مگر اینکه مرا پابست او کرده باشی.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٩ 

دین من یکتاپرستی و مذهبم انسانیت است.

پیامبر من عقل من است؛

و هر کلامی که نشان نکویی باشد،

جزئی از کتاب مقدس من است؛

خواه شیطان گفته باشد، خواه رسولان خدا!

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٩ 

 

نوشته های من را به نام شعر می­ خوانی،

تا مرا دلخوش کنی.

اما نمی دانی با این کار،

خنجر به پهلوی وزن می زنی و چشم قافیه را کور می کنی!

در حالی که

دلخوش کردن هیچ ناشاعری به شکستن قلب شعر نمی ارزد.

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٩ 

      خط به خط،

      خوب یا بد،

      نامشان را هر چه می­ گذاری،

      تنها چیزهایی هستند که من دارم:

                                   نوشته هایم!


کلمات کلیدی:
 
نکات آغازین
ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٩ 

1-             سلام به همه شما دوستان عزیزی که به بلاگ من سر می زنید.

2-             سپاسگزارم و امیدوارم از اومدنتون پشیمون نشید و باز هم سر بزنید.

3-             سال نو رو تبریک می گم با دنیایی از آرزوهای خوب برای همه مردم ایران و جهان.

4-             خوشحالم از اینکه به جمع شما وبلاگی ها!!! پیوستم و امیدوارم جایی بین شما داشته باشم.

5-             این اولین تجربه وبلاگی منه (امیدوارم آخریش نباشه) و فقط نوشته هامو می ذارم. البته شاید در آینده شعرهام (غزل، مثنوی، دوبیتی و...) رو هم بذارم (شاید هم نه: اینو برا اونایی گفتم که وبلاگ من به جونشون بسته است).

6-             اینجا هیچ مطلبی از کس دیگه ای نمی ذارم (به نظر من اگه حرفی برا گفتن نداشته باشم، بهتره وبلاگمو ببندم و جامو بدم به دوستانم).

7-             حداکثر هر 10 روز یک بار مطالب جدیدم رو اضافه می کنم (اگه دیره معذرت می خوام اما هر وقت بتونم، زودتر میام).

8-             از دوستان صاحب نظرم هم تقاضا می کنم نظراتتون رو حتماً و حتماً بنویسید. واقعاً خوشحال می شم حتی اگه با شدیدترین لحن از مطالبم انتقاد کنید. (اگه کسی خواست فحش بده، اشکالی نداره!!!!  فقط باعث می شه فکر کنم بی ادبه! بده!! خیلی بده!!!!)

9-             باز هم سپاسگزارم.

10-      موفق باشید.


کلمات کلیدی: